تبليغاتX
مددكاري اجتماعي
 
ساختن جامعه اي انساني بدور از تبعيض و نابرابري انديشه ي ماست
 
حيف شد نمي تونم ادامه اش بدم....

هم وقتش نيست هم حسش و هم ....

ولي باز راش مي اندازم ....

خيلي بده هنوز ادم شروع نكرده جا بزنه نمي خواستم جا بزنم اما خب ديگه بعضي وقتا دست خود ادم نيستش ....

معلوم نيست كي بيام فردا ، يه هفته ديگه ، يه ماه ديگه ، يه سال ديگه ، دو سال ديگه قبل ارشد بعد ارشد .... خدا داند ....

خدايا كمكم كن ....

مدد مي خام يا رب مدد ....

مدد الهي ....

بعد عيد نوروز بر مي گردم و قبل انكه ارشد قبول شم پربارش خواهم نمود فعلا حالم خرابه و وقتم نيست ....

يا حق مددكارم و مدد مي خواهم كه مددكار بمانم ....

يا كريم مددكار شدن افتخار من است ....

مددكارم ارزوست ....

يا حق

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 19:55  توسط آمانج عزيزي  | 
قبل شروع مطالب مددكاري لازم دانستيم به رسم احترام و بزرگواري اساتيد عزيز مددكاريم كه به من اموختند مددكاري را  و در يك كلام چگونه انسان زيستن را به من اموختند تشكر و تقدير هرچند ناچيز خود را از اين بزرگواران بنمايم كه همواره به ياد عزيزاني باشم كه من را عاشق مددكاري كرده اند.

( ترتيب در ذكر نام بزرگواران و اساتيد عزيزم دليل بر ارجحيت علمي و .... يكي بر ديگري نيست .)

ـــ  سركار خانم ستاره فرمانفرمائيان ابر مددكار ايران ، استاد نديده ام ، پايه گذار مددكاري و عاشق انسان و جامعه اش كه غم غربت را به جان خريده براي كمك به انسان هاي اطرافش )

ـــ جناب اقاي دكتر سيد احمد حسيني ( مدير گروه حال حاضر مددكاري اجتماعي ، دلسوز و متين )

ـــ سركار خانم دكتر طلعت اللهياري ( داراي انديشه اي نو و خلاق )

ـــ جناب اقاي دكتر انور صمدي راد ( مددكاري مدرن با ايده هاي مدرن )

ـــ سركار خانم منير السادات ميربهاء ( غرق در انديشه هايي كه من نفهميدم چه بود ؟! )

ـــ جناب اقاي محمد حسين بازرگاني ( پرانرژي و بشاش )

ـــ جناب اقاي پروفسر  محمد زاهدي اصل ( منظبت و متعهد به مددكاري و جامعه )

ـــ جناب اقاي دكتر شريفيان ( شوخ طبع و باسواد ، بدونه تعصب )

ـــ سركار خانم زواره اي ( دلسوز و مهربان و انساني به تمام معني )

ـــ جناب اقاي دكتر يحيي زاده ( خاكي خاكي خاكي و محترم )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 استاداني كه فراموش نخواهند شد :

ـــ سركار خانم دكتر گيتا عسكري ( استاد زبان ، مادري دلسوز )

ـــ جناب اقاي دكتر مرتضي فرهادي ( استاد مردم شناسي و داراي روحيه ي لطيف )

ـــ جناب اقاي دكتر پرويز پيران ( جسور و شجاع و استاد مدرن روزگار كه ناياب است به يقين )

ـــ جناب اقاي دكتر مرتضي كتبي ( استاد روان شناسي اجتماعي ، كوشا و باسواد )

ـــ جناب اقاي دكتر محمد عبداللهي ( همزبان عزيزم كه به دانائيش افتخار مي كنم استاد نظريه جامعه )

ـــ جناب اقاي دكتر يار احمدي (‌ استاد مباني روان شناسي ، فاميل نزديك مددكاران )

ـــ جناب اقاي علي دارابي ( استاد تاريخ اسلام ، متعهد و دلسوز )

ـــ جناب اقاي وكيلي ( بزله گو  و كلاسي لذت بخش معارف به اسم در اصل فلسفه )

از تمامي استادان و معلمان عزيزم نيز قبل از دانشگاه بسيار سپاسگذارم و دست همه انان را مي بوسم.

از خانواده ام ، مادر عزيزم پدر بزگوارم كه دست هر دو را مي بوسم ، خواهرم و برادرانم و تمامي اناني كه كمكم كرده اند كه به اين جايگاه برسم و قبول مسووليت نمايم.

به اميد ساختن جامعه اي انساني

يا حق 

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 22:22  توسط آمانج عزيزي  | 
مددكارم ارزوست ....

راه سخت است و ما بي يار

كار سخت است و ما بي طاقت

هوا سرد است و ما بي اتش

رنج بسيار و سودا نيز هم

شب تاريك و ما بي فروغ

چراغ روشن و ما بي نور

راه بسيار و ما بي راه

اشك بسيار و ما بي اشك

درد بسيار و ما بي درد

عصيان زياد و ادمي بسيار

كيست انكه سر دهد ناله و سودا

جز انكه گويد يا خدا ....

جز انكه بويد هر كتاب ...

جز انكه جويد عشق نو

جز انكه گويد راه نو

جز انكه رويد زير خار

جز انكه گويد مددكار

عاشق انسان و كار

بود بلاي نادان

شود چراغ نوران

انكه جويد مددكار

فرياد اين روزگار

نداي اين بهاران

كجاست

اينجا مددكار ....

كجاست

اينجا مددكار ....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدمات اجتماعي و حمايت از محرومان و نيازمندان داراي پيشينه اي به اندازه ي تشكيل نخستين اجتماعات بشري بوده است .

از انجا كه ما انسانيم و اجتماعي  ،هميشه و در همه حال در كنار هم سعي نموده ايم كه براي ساختن جامعه اي سالم و انساني به همديگر خدماتي را ارائه نمائيم كه اين خدمات خواسته يا نخواسته ما را در پيشبرد جامعه اي انساني و سالم هدايت نموده است .

همواره پيامبران الهي به عنوان مصلحان اجتماعي  در ارائه ي اين خدمات نقش بسزايي داشته اند و مي توان گفت كه هدايتگران خدمات اجتماعي در جامعه به يقين همين مصلحان جامعه بوده اند.تا انكه رسالت پيامبران با امدن حضرت محمد مصطفي (ص) به پايان رسيد و جامعه بدونه  ياوران اجتماعي باقي ماند اما همچنان برنامه هاي پيامبران رهرو زندگاني افراد جامعه بوده و هست و دانشمندان جاي خالي اينان را با ارائه ي برنامه هايش پر نموده اند.

با گذار جامعه از سنتي به جامعه اي مدرن و به دليل گذشت زمان و مقتضيات حال و تخصصي شدن مسائل و افزايش مشكلات جامعه و نيز توسعه ي جامعه ي انساني ، و علمي شدن رشته ها و تلاش ادمي براي برنامه اي بهتر براي مقابله با مشكلات موجود و مسائل جديد جامعه ي مدرن حال  به ناچار رشته هايي پايه گذاري شده كه يكي از اين رشته ها خدمات اجتماعي و شاخه ي بزرگ ان كه همان مددكاري اجتماعي است قدمت نزديك به يك قرن مي رسد و تمامي تلاشش در بهبود وضع جامعه مي باشد .

متفكرين اجتماعي و پيشگامان حرفه ي مددكاري اجتماعي بر ان شدند تا با درك وضعيت اجتماعي افراد ، زمينه ي لازم را براي ياري رساندن به جامعه فراهم اوردند با اين هدف كه افراد با مشكلات خود اشنا شده و با اگهي كسب شده  انسان ها در جامعه به ياري ديگر افراد جامعه و شعور و دانايي خود افراد بر مشكلات و مسائل فايق ايند تا در جهت سازندگي جامعه ي انساني همه با هم قدم بردارند .

حسن اين حرفه علاوه بر تخصصي بودن و مستقل بودن خود رشته با كمك گرفتن از رشته هايي چون روان شناسي ، جامعه شناسي ، مشاوره و علوم تربيتي و اكثر رشته هاي علوم انساني را زير پر و بال خود گرفته و به پر بار كردن رشته كمك شاياني نموده اند .

از انجا كه اين جانب مشتاق حرفه ي مددكاري بوده و عاشقي به تمام معناي رشته كه اشنايي جامعه با اين رشته و اجراي ان در جامعه را لازم و ضروي دانسته دست به قلم شده ام تا حداقل كوچكترين و ظيفه ام را انجام دهم .

به دليل وجود منابع كم در ايران ما و دانشجو بودن اينجانب به بزرگواري خود كم و كسري مطالب را به اينجانب رساند تا در پيشبرد اهداف انسانيمان موفق تر باشيم .

خداوند منان را شاكرم كه من را با اين حرفه اشنا نمود تا بتوانم به تمامي انسانها هر چند خدمات ناچيزي را ارائه نمايم به اميد روزي كه با اشراف بر مددكاري بتوانيم گامي بزرگتر براي حرفه امان برداريم لذا از تمامي مددكاران ايران خواهشمندم كه با تبادل لينك يا هر چيز ديگر به اين حقير كمك نموده تا بتوانيم وب سايتمان را پربار تر نموده و كم و كاستي هايش را به مرور زمان رفع نمائيم .

خداوندا در راهي كه قدم بر مي داريم گامهايمان را استوار گردان تا هر چه بيشتر و ثابت قدم تر در رسيدن به اهداف انسانيمان بكوشيم .

بادرود و سپاس فراوان بر تمامي شما عزيزان

اين وبلاگ و پيشكش ابر مددكار ايران خانم ستاره فرمانفرمائيان مي نمائيم كه ما را با اين رشته اشنا نموده و عاشق بودن را به ما اموختند و ارزوي سلامتي و عمري جاويد براي ايشان در ايالات متحده ي امريكا كه هنوز هم بعد از نود واندي سال عاشقانه در غربت هم حرفه اش را ادامه مي دهد و باتمام قوايش به ياري انسان ها شتافته است .

مددكارم ارزوست ....

يا حق .

  نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 20:22  توسط آمانج عزيزي  | 
مددكاري اجتماعي

نامي كم اشنا در جامعه ي ما كه حتي متاسفانه دانشگاهيان و تحصيل كردگانمان كمتر نامش راشنيده اند ....

حرفه اي  كه به يقين مي توان مظلوم ترين رشته ي تاريخ ايران ناميدش ....

حرفه اي كه توسط دختركي عاشق براي سرزمينمان به ارمغان اورده شد ، اري او كسي جز خانم ستاره فرمانفرمائيان ابر مددكار ايران زمين كس ديگري نيست ....

عاشقي كه غم غربت را بجان خريد ....  به عشق انسان و به عشق خدمت به انسانيت ....

اما ما چگونه جوابش را داديم .... با هزاران تهمت و بي انصافي  او را از سرزمين عشقش  رانديم و اواره ي ديار غربتش  كرديم .... كه بحق ننگي بر تاريخ سرزمينمان خواهد ماند .... چرا كه با اواره كردن ستاره خانم خدمت به انسان و انسانيت در جامعه ما به گل نشست  .... كاش چنين اشتباهي را مرتكب نمي شديم .... ( ان لحظه كه كتاب دختري از ايران كه خاطرات استاد نديده ام ستاره خانم بودش تمامش كردم نزديك بود ديوانه شوم و محكم بر زمين مي كوبيدم كه چرا هميشه انسانهاي عاشق را قرباني ناداني خود مي كنيم ....)

بگذريم ....

احساس كردم كه جاي اين رشته در جاي جاي زندگيمان خاليست و يقين دارم كه اگر هزاران هزار بار ديگر امتحان كنكور دهم و تمام هزار بارم رتبه ام يك كنكور شود به يقين رشته اي جز مددكاري اجتماعي  را انتخاب نخواهم نمود .... چرا كه من هم عاشقم ....

اري من هم عاشقم همچون حرفه ام كه عاشق انسان است و انسانيت را زنده مي گرداند ....

مددكار   يعني  عاشق

مددكار   يعني  شيدا

مددكار  يعني  دلداده

مددكار  يعني  انسان

اري ....

مددكار معنايش جز انسان كاملي بودن چيز ديگري نيست ....

براي ساختن جامعه اي انساني امده ايم ....

امده ايم كه زنده نگه داريم انسانيت را ....

امده ايم كه ياوران جامعه باشيم ....

امده ايم كه دوستدار انسان باشيم ....

امده ايم كه فدا كنيم عشقمان را به جامعه ....

امده ايم كه يار درماندگان و افتادگان جامعه باشيم ....

امده ايم به اميد رسيدن به قله هاي رفيع انسانيت ، صلح و دوستي ....

 

خداوندا ياورمان باش كه همواره ياوران جامعه بمانيم ....

ياحق ....

 

  نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 21:42  توسط آمانج عزيزي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM